ز هشیاران عالم هرکه رادیدم غمی دارد/بزن طبل بی عاری که آن هم عالمی دارد


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :اكسیر
تاریخ:سه شنبه 2 مرداد 1397-11:05 ب.ظ

بغل كُن

بدی من اینه كه خیلی بغلی ام.یعنی همش دلم میخواد یكی باشه بغلم كنه ولی چه اونموقع كه شوهر داشتم چه الان كه ندارم شبا بی بغل بودم و هستم.یعنی از نظر خدایی كه اون بالاس من لایق حداقل یه شوهر دوس داشتنی بغلی كه من لوسش باشم و یه فسقلی زشت دوس داشتنی مث باباش نبودم؟؟؟همیشه فكر میكردم یه شوهر خواهم داشت خیلی خونگرم و بغل كُن كه شبا از پشت بغلم میكنه و بچش هم جلو تو بغلم خوابیده ممه میخوره ولی نداشتم و ندارم.ببخشید منشوری شد.جدی نگیرید.من همه حس هام دیگه از كار افتادن.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


طیبه
چهارشنبه 3 مرداد 1397 12:16 ب.ظ
من قبل از ازدواج هیچ تصوری از شوهر نداشتم به جز اینکه تو مهمونی ها زن و شوهرها کنار هم می نشینند خخخخخخخح
و بعد از ازدواج هم فهمیدم به شدت از بغل متنفرم و کلا از هرگونه تماس از طرف شوهرم
ولی دیگه سعی کردم به روش نیارم که زیاد غصه نخور ولی متوجه می شد به هرحال
هنوز هم بعد از هفده سال از بغل و بوسه و ....متنفرم
بغل فقط بغل بابام خدابیامرز و بوسه هم بعد از بابام فقط بوسیدن بچه ام
پاسخ اكسیر : بغل مردی كه دوسش داشته باشی یه چیز دیگه س.بغل بابا و بچه هم جای خودش.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر