نجواهای نگفتنی قلب من
ز هشیاران عالم هرکه رادیدم غمی دارد/بزن طبل بی عاری که آن هم عالمی دارد 
قالب وبلاگ
نویسندگان
من اصولا آدم بی مسولیتی نیستم،یعنی از اینایی نیستم كه تنبل باشم یا بخوام مسولیتمو بندازم گردن بقیه،حتی وقتی هم متاهل بودم به اوضاع اقتصادی زندگیمون حواسم بود.حتی الانم دلم میخواد مستقل باشم رو پای خودم و تاالانم همین بوده.اما اوضاع فعلی كشور خیلی شخمی هست،یعنی نمیدونم اگه همینجوری پیش بره برا أمثال من چقد ممكنه سخت بشه زندگی،یعنی مثلا هرسال باید به فكر افزایش پول پیش و اجاره خونه ت باشی،كار كنی،قسط بدی،بدو بدو كنی و ... تازه این در فرضیه كه وكیل بشم و خیالم راحت باشه از آینده ام. امیدوارم این شرایط باعث نشه هیچكس از جمله من تصمیمات اساسی خلاف میلش بگیره،حالا بازم من شرایطم از خیلیا بهتره ولی در كل چون ادم مستقل و كمال طلبی ام.از یه حداقلی نمیتونم پایین بیام. یعنی مثلا نمیتونم برم بشینم خونه بابام خوجمو بده و ... یا از كار و اجتماع دور بشم.ترجیح میدم سختی بكشم ولی خب ب شرط اینكه بدونم بعدش فرج و گشایشی هست.فعلا كه كاملا دانشجویی دارم زندگی میكنم و حتی كوچیكترین خوراكی ام كه میخوام بخرم باید حواسم باشه.چون نباید كم بیارم و فعلا كسی نباید بدونه بیكارم.اخر این ماه باید برم محل كارم تسویه.فكر نكنم چیزی دستمو بگیره چون وام گرفته بودم از شركت و بدهكار نشم خوبه،یعنی حداقل یر به یر شه. یه وام دیگه ام دارم كه فكر كنم سال بعد اینموقعا تموم شه،اجاره م هم زیاده.بیمه ماشین و عمر هم هست.وضعیتم خیلی استرس زاس.ولی تا بعد ازمون بهش فكر نمیكنم و اهمیت نمیدم.دیگه خلاصه همین.بنظرم علاوه بر اینكه دوستان بالادستی خیلی بی عرضه ان ماهاام كه این پایینیم خیلی بی عرضه هستیم،خیلی ظلم پذیریم.بااینكه ماشینم حدودا ٥٠ تومنی گرون شده ولی اصلا خوشحال نیستم،چون اولا همه چیز سر به فلك كشیده،حتی ٤ تا دونه میوه دقیقا چهارتادونه شلیل مثلا میری میخری ١٠ تومن میشه.من یكی كه عملا هیچ هزینه ای نمیكنم غیر از یه رفت و امد به كلاس و یه كم خوراكی در حدضرورت.همه ام همینن.یعنی اگه یه روزی در حد ضرورت رو میتونستیم فراهم كنیم الان توی همونم موندیم. خدا نگذره از باعث و بانیش.پی نوشت:تازه امروز دیدم دفترچه بیمه م خیلی وقته تموم شده اعتبارش،اونم نمیتونم تمدید كنم.
[ سه شنبه 13 شهریور 1397 ] [ 03:02 ب.ظ ] [ فروزان ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


من یه زنم بایه ذهن پریشون،
میخوام اینجاهمه چیزایی که ذهنمومشغول میکنه بنویسم.چون محرمی ندارم،شایدم جرأت گفتن خیلی چیزارو تودنیای واقعی ندارم...
توی این حدود سه سالی که توی وبلاگم مینویسم خیلی عوض شدم
یک سالی هم میشه با فکر طلاق میخوابم و با فکرش بیدار مشم
همیشه برام سواله بودن کنار کسی که دوسش داری بهتره یا بودن کنار کسی که دوست داره؟

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فروش بک لینک با کیفیت | فال روزانه
  • لینک | buy Reproduction