نجواهای نگفتنی قلب من
ز هشیاران عالم هرکه رادیدم غمی دارد/بزن طبل بی عاری که آن هم عالمی دارد 
قالب وبلاگ
نویسندگان
امروز یكی از دوستام كه تازه فهمیده من جدا شدم سر حرف رو باز كرد و گفت منم تصمیم دارم جدا بشم.گفتم چرا؟گفت شوهرم ظاهرا قبل ازدواج با چندنفری دوست بوده و خیلی ام باافتخار راجبشون با من حرف میزنه و گاهی یه تیكه میاد كه مثلا فلانی ازاین آهنگ خیلی خوشش میومد یا یاد خاطراتش میفته،هرچند میگه هیشكی مثل تو نمیشه و همه اونا قبل تو سوتفاهم بودن،أما ارامش منو بهم ریخته و منو كوچیك میكنه بااین كاراش،حتی مثلا میگه خیلیا هستن الان من میتونم باهاشون باشما ولی چون میدونم تو توقع داری متعهد باشم اصن رو نمیدم بهشون،یا مثلا میگه یكیشون برای تولدش دعوتم كرده ولی من نرفتم،توقع هم داره من باور كنم،یا مثلا میگه ما مردا تنوع طلبیم،بااین كارا و حرفاش اعتماد منو ازبین برده،دلسردم كرده،حالا مشكلات دیگه زندگی به كنار كه باهاشون كنار اومدم اما اینو نمیتونم.راستش نمیدونستم بهش چی بگم اما تصمیمش خیلی جدی بود.ولی بنظر من هم منطقیه چون ارامش روحیش از همه چیز مهمتره ،ممكنه آسیبای جدی ببینه،با این فكر كه خب حالااین با كیا بوده،ازكجا معلوم الان نباشه،یا بعدا نباشه و ...ضمنا خیلی هم دوست داشت شوهرشو البته الانو نمیدونم.
[ شنبه 7 مهر 1397 ] [ 09:19 ب.ظ ] [ فروزان ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


من یه زنم بایه ذهن پریشون،
میخوام اینجاهمه چیزایی که ذهنمومشغول میکنه بنویسم.چون محرمی ندارم،شایدم جرأت گفتن خیلی چیزارو تودنیای واقعی ندارم...
توی این حدود سه سالی که توی وبلاگم مینویسم خیلی عوض شدم
یک سالی هم میشه با فکر طلاق میخوابم و با فکرش بیدار مشم
همیشه برام سواله بودن کنار کسی که دوسش داری بهتره یا بودن کنار کسی که دوست داره؟

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


  • paper | فروش بک لینک با کیفیت | فال روزانه
  • لینک | buy Reproduction