ز هشیاران عالم هرکه رادیدم غمی دارد/بزن طبل بی عاری که آن هم عالمی دارد


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :اكسیر
تاریخ:جمعه 2 آذر 1397-03:46 ب.ظ

گیس سفید

رفته بودم شهرمون كلی با مامان و بابام حرف زدم،بابام آدم ظاهر بینیه تا حد زیادی،لذا سعی كردم در گفتار و رفتار بیشتر طرفش رو بگیرم، البته در كمال سیاست نه كارش رو رد كردم نه تایید،سعی كردم بی طرف باشم،اما بهش فهموندم كه برای ما مهم است و ما بهش هنوز نیاز داریم(بااینكه واقعا اونقدری نداریم)خلاصه سعی كردم براش دختر بهتری باشم و بیشتر اعتمادش رو جلب كنم،بابای من نازش خیلی زیاده،كمی مغروره و دلش میخواد هی خوبیاشو بگی و ازش تعریف كنی و ... بنظرم تا حد زیادی موفق شدم،البته كلا بابام از اول هم روی من حساب جداگانه ای باز میكرد و نسبت به داداشام،البته كه فامیل و خانواده ام همینطور،حتی الانم مثل قبل به چشم یه زن عاقل و با عرضه و قابل اعتماد نگام میكنن كه قطعا هم همینطوره.من نیاز به تایید ندارم ولی فهمیدم خیلیا تایید كردن جدا شدم و میگن بهترین كارو كردی.اما این هم فهمیدم ظاهرا طلاق من هم توی این تصمیم بابام بی تأثیر نبوده و ازاین بابت ناراحتم،توضیحش پیچیدس،ولی خب منم پی ش رو نگرفتم نمیخوام ازاین بیشتر خودم رو ناراحت كنم.راستی بابام هم راضی شد كه سهم مامانم رو از زندگیش بده و دم اومدنِ من رفتیم و كاراش رو انجام دادیم و منم بعنوان شاهد رفتم،چون سند خونه ها رسمی نبود رفتیم بنگاه،دیدم بنگاهی اورد قرارداد هبه بنویسه گویاازقبل هماهنگ كرده بودن كه گفتم هبه قابل رجوعه و بهتره بیع باشه كه در كمال تعجب بابام حرفم رو قبول كرد اگرچه كمی اخماش توی هم رفت ولی انجام داد،ولی خب تأثیر این بود كه منم خیلی به حرفاش گوش كردم و به دلش راه رفتم حالا نمیگم چی كردم،اما اینطوری مامانم هم راضی شد چون طلاق ك نمیخواد بگیره حداقل یه دلخوشی داشته باشه،خونه هاام رُخ ندارن ولی خب ارزش مادیش بد نیست،به مامانم گفتم از عین مال غیر منقول مرد به زن چیزی نمیرسه همینم كلاتو بنداز هوا،از بابام هم پول گرفتیم رفتیم برای مامانم لباس اینا خریدیم از بهترین جای شهرمون و بابام مامانم رو شب با اون تیپ دید هنگ كرد و ازش عكس گرفت،مامانم هم كلی حالش بهتر شد،یه عالمه توی گوشش خوندم كه چیكارا كنه گفتم فعلا صبر كن ببینیم چی میشه فقط ازاین به بعد اینطوری كه میگم زندگی كن...امروز هم خاله ام زنگ زد تشكر كرد كه حداقل تكلیف حق و حقوق مامانم رو معلوم كردم و گفت ب مامانت بگو زندگیش رو ول نكنه و ... خلاصه فعلا اینجوری.راستی ماشینم رو میخوام بفروشم باهاش طلا خرید و فروش كنم،ازاین خونه فعلی كه نشستم اصلا خوشم نمیاد باید یه جوری تا سال بعد پول جمع كنم یه خونه بهتر بگیرم.فعلا هم یه مدت بی ماشین باشم تا بعد ببینم چی میشه.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


مبینا
جمعه 2 آذر 1397 08:48 ب.ظ
فروزان جان سلان عزیزم‌.
من چنتا از دوستانم تو کار تحلیل اقتصادی و بیزنس و اینا هستن
توصیه نمیشه فعلا خرید و فروش سکه و طلا و ماشین و اینا مگر در شرایط خیلی خاص الان ریسکه بهتره بزاری برای بعد از اسفند ماه چون اون موقع یک هو جهش خواهد داشت.یکم صبور تر باش و از ماشینت مراقبت کن
پاسخ اكسیر : سلام دوست خوبم،چشم مراقبم،بیشتر تحقیق میكنم حتما،داداشم توی كار طلاس خودش میگه تا عید میتونی كلی سود كنی
طیبه
جمعه 2 آذر 1397 04:55 ب.ظ
ببینم قبلا گفتی بابا رفته سراغ زن دوم؟یا من اشتباه می کنم ایشالا
درباره ی مامانت و کارایی که براش کردی دمت گرم.آفرین دختر.احسنت
امیدوارم تو معاملات طلا یا هرچیز دیگه فقط و فقط سود کنی.اگه یه وقت دوتومن این ور اون ور شد نشینی گریه کنی .باید ریسک پذیر باشی عزیزم.ضمن محتاط بودن
پاسخ اكسیر : بله مزدوج شده دوباره،مرسی از دعای قشنگت عشقم،انشاالله
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر