ز هشیاران عالم هرکه رادیدم غمی دارد/بزن طبل بی عاری که آن هم عالمی دارد


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :اكسیر
تاریخ:جمعه 14 دی 1397-03:15 ب.ظ

دلتنگمممم

دلتنگم...دلم میخواد برم بیفتم تو بغل بابام زار بزنم و براش اندازه كل ٢٥ سال زندگیم درد دل كنم... راستی چرا هیچوقت نتونستم باهاش درددل كنم، چرا همیشه دنبال غریبه ها رفتم؟؟؟احتمالا اون هم فكر میكنه من همیشه راضی بودم و هیچوقت كم نیاوردم...یعنی احتمالا دلش میخواسته اینجوری باشم...همیشه باید محكم میبودم همیشه باید خوب میبودم همیشه باید راه درست رو تشخیص میدادم و اشتباه نمیكردم همیشه باید از پس خودم برمیومدم همیشه باید مردونه پای خودم و زندگیم می ایستادم...راستی چه خوبه كه بابام هست.اگه نباشه چی میشه؟؟؟اگرچه من از همون بچگی تا همین الان كه ١٧٠ قد دارم خیلی موقعا كم اوردم و دلم میخواست برم بابامو بیارم سر خیلیا و خودم آروم بشینم و اون حقمو بگیره ولی نشده،اما الان همین كه فقط هست راضی ام هیچ كار هم نكنه فقط خیالم راحت باشه كه هست... فقط ای كاش میفهمید من اونقدراام كه از بچگی نشون میدادم سخت و محكم نیستم...دلتنگم


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


بی کلک
جمعه 14 دی 1397 07:39 ب.ظ
بازم خداروشکر عالیجناب رو داری
پاسخ اكسیر : خداروشكر...پدر جای خودشو داره
ملکه
جمعه 14 دی 1397 05:57 ب.ظ
مگه میتونی همینطوری ول کنی. اگه صیغه شده باشی که باید مدتش تموم بشه دیگه مگه نه؟ مدت صیغه ات چقدر بوده؟
پاسخ اكسیر : یك سال.میشه هرموقع هركدوم بخوایم بریم فسخش كنیم
ملکه
جمعه 14 دی 1397 04:16 ب.ظ
با عالیجناب ارتباطت کم شده؟ کلا چند وقته با هم در ارتباطید؟
پاسخ اكسیر : از عقدمون دو ماه و نیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر